در مغز کوچک اش چی می گذره؟ ( بر اساس تحلیل گوشه ای از فیلم Inside Out)

متن توضیحات:

 

وقتی نوزاد یک روزه مان را در آغوش می گیریم، و به او نگاه می کنیم ، خیلی دوست دارین بدانیم که در سر او چه می گذرد! 

هزاران سؤال در مغز ما شکل می گیرد:

ما را چه شکلی می بیند؟

 آیا اکنون که به ما نگاه می کند ما را می شناسد؟ 

چه احساسی دارد ؟

چطوری می شه خوشحال اش کرد؟ 

چطوری می شه خوشبخت اش کرد؟

فکر می کنم بیشتر شما فیلم انیمیشن از درون به بیرون و یا ( Inside Out) را دیده اید، اما بیاییم گوشه ای از ابتدای این فیلم را دوباره با هم ببینیم:

 

 

 جالب بود ، نه؟

همینطور که در فیلم دیدیم از همون اولین لحظه تولد، خاطره ها شروع به ساخته شدن می کنند. شاید ما یادمون نباشه. اما واقعیت این است که وجود دارند و این خاطره ها تمام تجربیات ما را در زندگی در بر می گیرند.

نکته مهم دوم این است که اولین بخش هایی از مغز انسان که شروع به کار می کنه بخش هوش احساسی ما هست یا همون (Emotional Intelligence) . احساس شادی و خوشحالی احساس اصلی و فرمانده مغز کودک هست. بچه ها از زمان تولد تنها به دنبال دستیابی به خوشحالی و شادی و نشاط هستند. همه ما با مغزی به دنیا آمدیم که فرمانده اش  احساس نشاط است اما به مرور زمان، اجازه می دهیم احساسات دیگر فرمانده هی را به دست بگیرند.

برای نوزاد تازه متولد شده هم ، آرام آرام بحث نیاز ها پیش می آید و برای برطرف کردن نیاز ها که عمده ترین آن نیاز به بقا است ، احساس ناراحتی شکل می گیرد که خودش را گاهی با گریه نشان می دهد.

و بدنبال آن شرایط نامناسب و احساس ترس، تنفر شکل می گیرد، و زمانی که نوزاد نمی تواند نیاز هایش را برطرف کند ، آقای احساس عصبانیت از راه می رسد.

در  این فیلم بحثی از قسمت بالای مغز و یا واحد منطق به میان نیامده است ! اصلاٌ به نظر می رسد وجود ندارد! چرا؟

البته که وجود دارد، اما مرکز کنترل و فرماندهی همه بچه ها مخصوصاً زیر سه سالگی بخش عواطف و احساساتشان است.

دلیل : مغز منطقی بر اساس داده هایی بخش حافظه تصمیم گیری هایش را انجام می دهد. تجربیات و خاطراتی که برایش اتفاق افتاده ، زمانی که هنوز خاطرات و تجربیات کافی شکل نگرفته است، هنوز قسمت منطقی ، داده کافی برای استفاده ندارد در نتیجه احساسات مرکز کنترل رفتار کودکان را به عهده دارند.

اما این خاطرات هر لحظه و هر ساعت ساخته می شوند و این خاطرات بسیار مهم هستند و پایه و اساس شخصیت و دنیای مطلوب درون کودکمان را شکل می دهند.

ما بعنوان پدر و مادر همواره در حال بوجود آوردن شرایط برای ساختن خاطرات و تجربیات آنها هستیم. همانطور که در فیلم نشان داده می شود خاطرات حاوی یک احساس و یا چند احساس خاصی هستند،

فرض کنید که به شما کتابخانه خالی بدهند و بگویند هر چه می توانید از کتاب ها پر کنید و آینده فرزندتان به این کتاب ها بستگی دارد!

چه کتابهایی در آن می گذارید؟ تا چه اندازه آن را پر می کنید ؟ و چطور برنامه ریزی می کنید که او به راحتی به آنها دست یابد؟

و چطور به او یاد می دهید از یک جایی به بعد خود این کار ها را انجام بدهد؟

خاطرات اصلی :

خاطرات اصلی آنهایی هستند که خودشان یا اثر شان تا آخر عمر با کودک ما می ماند و ارزش ها و شخصیت کودک ما را شکل می دهد که عمدتاً در کودکی ساخته می شود و تغییر آن بسیار دشوار است.( اما امکان پذیر) این خاطرات در کنار یکسری معیار های دیگر رفتار کودک ما را شکل می دهند.

خاطرات اصلی چگونه ساخته می شوند؟

۱-یکسری از خاطرات و تجربیاتی که بسیار تکرار می شوند، به طور مثال : پدری که فرزندش را بسیار سرزنش می کند. این سرزنش کردن به عنوان خاطره های که دربرگیرنده احساساتی مانند( ناراحتی ، تنفر، ناتوانی و ….) هستند ، ذخیره می شوند. و برعکس اون خاطره های خوشی که یک پدر با شوخی هاش با فرزندش می سازه. این خاطره ها در برگیرنده احساسات ( عشق، شعف و ..) هستند.

۲- تجربه و خاطره بسیار تلخ که یکبار اتفاق می افتد ولی اثر بزرگی دارد، مانند حادثه دلخراشی که فرزند ما می بیند مانند از دست دادن عزیزی و یا حتی یک مسافرت خیلی خوب که حسابی به فرزند ما خوش گذشته باشد.

هیچ وفت نمی دانیم که تجربیات شماره ۲ کی اتفاق می افتد اما ما بعنوان پدر و مادر تجربیات نوع دوم را تحت کنترل داریم.

این  خاطرات بهتر است حاوی چه احساساتی  باشند ؟

خاطرات و تجربیات بهتر است حاوی همه احساسات باشند و تعادل برقرار شود

تعادل به چند گونه است

۱- ابتدا خاطرات بهتر است زیاد باشند ( خانواده ها یی که به فرزندشان فرصت تجربیات زیادی می دهند باعث می شود فرزندانشان کتابخامه پر بار تری برای تصمیم گیری داشته باشند) بازی،گردش، ارتباط اجتماعی ، مسافرت . وووو)

۲- خاطرات و تجربیات بهتر است متنوع باشد و حاوی احساسات متنوع . کودکانی که تجربیات ترس، شادی ، ناراحتی ، توانمندی عشق را تجربه می کنند داری کتابخانه ای با داده های متنوع هستند. اگر مادر و پدر حمایت گری باشیم و  اجازه ندهیم فرزندمان طعم تلخی را بچشد تجربیات کافی برای روبرویی با مشکلات زندگی را پیدا نمی کند و با اضطراب رشد می کند و یا بر عکس در خانه طلاق و یا کش مکش و دعوا بزرگ بشود فقط تجربیات تلخ دارد و بی عزت نفس و ترسو بار می آید.

۳- نوزادان در کودکی با تعداد احساسات کمی بدنیا می آیند و در جریان بزرگ شدن مجموعه احساسات آنها رشد می کند و تجربیات اولیه آنها بهتر است ساده تر و بیشتر حس خوشحالی باشد و به مرور توانایی آنها که بیشتر شد در معرض احساسات پیچیده تر قرار بگیرند ( مطمعناً در یک کتابخانه بهتر است با کتابهای ساده تر پر شود تا کتاب های پیچیده تر)

پس همانگونه که گفتیم تجربیات فرزندمان بهتر است مکرر، متنوع و متناسب با سن اش باشد

احساسات کنترل مغز ما را تا جایی به دست می گیرد که واحد حافظه به اندازه کافی مجهز به داده های مورد نیازش باشد. معمولاً از سنین ۳ تا ۴ سالگی شروع می شود و قسمت بالای مغز اجازه می دهد که با استفاده از داده ها یی که در حافظه دارد برای اتفاقات تصمیم گیری کند اما همچنان احساسات هستند که برج مراقبت مغز ما و کنترل امور را به عهده دارند. و زمان بحران این  احساسات هستند که اول خبر دار می شوند و تصمیم می گیرند که قسمت منطق از تجربیات استفاده کند. و رفتار را صادر کند.

این قسمت از فیلم را ببین

ید:

همانطور که در ادامه فیلم نشان می دهد که در شرایط بحرانی وقتی رالی می خواهد تصمیم گیری کند چه خاطراتی را به یاد می آورد و چه لحظاتی را به یاد می آورد

اگر پدر و مادر آن خاطرات خوب را برای او نساخته بودند آنگاه تصمیم او چه تفاوتی می کرد؟

پدر و مادر نقش بسیار مهمی در ساخت و شکل گیری شخصیت کودک دارند :

بهترین موهبتی که هر انسان در زندگی دارد این است که زمانی که از بیمارستان یک نوزاد را به او تحویل می دهند و این  بسته بسیار هوشمند داری مغزی است که ما می توانیم  کمک کنیم به بهترین نخو برنامه ریزی شود و تا بتوانیم فرزندی آرام، شاد، توانمند، مستقل و ذهن آگاه پرورش دهیم که بتواند بهترین تصمیمات را در زندگی اش بگیرد و این بزرگ ترین لذت دنیا ست.

چگونه می توانیم همچین پدر و مادری باشیم؟

هیچ کدام از ما یک مرتبه بدون هیچ آموزش و یا مربی تا کنون پشت فرمان یک ماشین ننشسته ایم و عالی رانندگی کنیم برای یک راننده خوب شدن احتیاج به راهنما، مربی ، آموزش و تمرین است.

برای پروراندن یک فرزند با این پیچیدگی که در شکل گیری شخصیت اش احتیاج به دستور العمل جدید و کاربردی داریم و و آیا دستور العمل  والدین خودمان را که بیشتر

آنها از پدران و مادرانشان به آنها رسیده ویا از نسل های گذشته …

حتی اگر پدر و مادرمان اهل مطالعه بودند و  از علم روز خودشان بهره گرفته اند

آیا حاضریم برای این مسؤلیت بزرگی که به عهده گرفته ایم از اطلاعات سی یا چهل سال پیش استفاده کنیم:

محصول آموزشی فرزند موفق- والدین خوشحال  دارای ۱۲ بخش همراه با فایلهای ویدیویی گام به گام با شما ست تا پرورش فرزندی موفق

از جدید ترین متدهای فرزند پروری دنیا با استفاده از دانش بروز   neuroscience و neuroplasticity

 و با بهره گیری از متد های , self Regulation و positive discipline, cognitive development

جدید ترین و راحت تریم متد و راهکار های فرزند پروری را در اختیار شما قرار داده ایم .

من یک مادر و یا پدر مسؤل هستم و آینده فرزندم برایم بسیار مهم است

ممنون از اینکه  این تحلیل را تماشا کردید، پیشنهاد می کنم یکبار دیگه این فیلم را ببینید.